در روز جشن ولادت حضرت معصومه و روز ملی دختران کانون پرورش فکری آمل با حضور بچه ها جشنواره ای را برگزار کرد . در این جشن مربیان و بچه ها برنامه های متعددی اجرا نمودند . اما چیزی که این روز را برای بچه ها به یاد ماندنی کرد تشکیل کارگاه های مختلف شامل کاردستی ، نقاشی و سفالگری بود که در گفتگو با بچه ها این شیوه کار برایشان بسیار جالب بود .
خبرنگار کانون آمل : الناز وکیلی
جشنواره روز ملی دختران و ولادت حضرت معصومه با حضور ۸۰ نفر از بچه ها و معلمین و مسئول کمیته بانوان در مرکز فرهنگی آمل با فعالیت های مختلف برگذار گردید
عناوین برنامه ها :
همه خوانی سوره ی کوثر و توضیح پیرامون مفهوم آن و سفارش اسلام در مورد رعایت حقوق فرزندان و احترام به آنان
سرود خوانی
نقل حدیث از پیامبر (ص) و امام رضا (ع)
معرفی کتاب حرم فاطمیون
معرفی شخصیت حضرت حضرت معصومه (س)
شعرخوانی توسط بچه ها و مربیان به مناسبت میلاد
قصه گویی
اجرای نمایش
برگزاری کارگاه سفال کاردستی و نقاشی
برگزاری مسابقه ی خوشنویسی با خط تحریری
برگزاری مسابقه ادبی
ولادت حضرت معصومه (س) و روز ملی دختران مبارکباد .
سلام بر شما ای دختران رسول خدا و سلام و رحمت خدا بر شما باد ...
کسی که حضرت معصومه (س) را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است
امام رضا (ع)
عاشقی گفت زیارت نبود قسمت ما
دعوت دوست بباید نه فقط همت ما
گر رخ یار بخواهی به ارادت میکوش
شاید از لطف دهد آخر سر رخصت ما
عاشقان در همه دم زائر رخسار تواند
کی شود از کرم دوست رسد نوبت ما
هر کسی سوی تو آید به دو صد دست نیاز
دیدن روی تو باشد همه ی حاجت ما
ما کجا دست به دامان کریمانه ی دوست
بوسه بر خاک ره یار بود بیعت ما
حضرت فاطمه معصومه در روز اول ماه ذی القعده در شهر مدینه چشم به جهان ود . پدر بزرگوارشان حضرت امام موسی کاظم و مادر بزرگوارشان را نجمه می نامیدند .
حضرت امام کاظم (ع) از میلاد این دختر شادمان و مسرور گردید و او را بسیار عزیز میداشت . از زمان میلاد حضرت معصومه در سال ۱۷۳ هجری قمری تا زمان شهادت امام هفتم از آنجایی که آن امام بزرگوار اکثرا در زندان هارون به سر میبردند حضرت معصومه بیشتر با برادران خود به خصوص با امام رضا مانوس بودند و بعد از شهادت پدر در کنار برادر خویش بودند .پس از عزیمت امام رضا به خراسان حضرت معصومه به شوق دیدار برادرش با تعدادی از بستگان و برادران خویش به سمت خراسان حرکت نمودند و به ساوه رسیدند که ماموران بنی عباس جلوی آن ها را گرفتند . عده ای از همراهان متواری و اسیر و ۲۳ نفر به شهادت رسیدند . به روایتی حضرت معصومه به دست عمال بنی عباس مسموم شدند و بنا به نقلی دیگر با دیدن بدن های پاره پاره برادران و برادرزادگان خود به شدت رنجیده و بیمار شدند .پس از بیماری درخواست کردند تا ایشان را به شهر قم ببرند . گروهی از مردم قم و خاندان سعد اسعری به استقبال ایشان رفتند و در منزل موسی بن خزرج از ایشان پذیرایی شد اما پس از ۱۶ یا ۱۷ روز آن حضرت از دنیا رفت و شهر غرق در ماتم و اندوه شد .
هدیه عباسی-عضو کانون

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید
این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست
افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
میروم
بار دگر مستم کند
بیسر و بیپا و بیدستم کند
میروم
کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر
که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را
با
همهی لحن خوش آواییم
در به در کوچهی تنهاییم
ای
دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمهی تو از همه پر شورتر
کاش
که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش
که همسایهی ما میشدی
مایهی آسایهی ما میشدی
هر
که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش
مرا حال خوشی دست داد
سینهی ما را عطشی دست داد
نام
تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام
تو آرامهی جان من است
نامهی تو خط امان من است
ای
نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده
برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای
نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعدهی دیدار ما
دل
مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به
مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطهی عطفی به اوج آیینم
ببوسم
خاک پاک جمکران را
تجلی خانهی پیغمبران را
خبر
آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید
این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید

به خانه ها صدای شادمان کودکان
ترانه ی بهار زندگیست
به خانه ها نگاه مهربان کودکان
زلال چشمه سار زندگیست
به خانه ها طلوع خنده های کودکان
تبسم شکوفه های زندگیست
به خانه ها فقط همان صدای کودکان
صدای آشنای زندگیست ...







